مثلِ هر شب هوسِ عشقِ خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگی هم بی خبرماز همان جاده که تو رفتی و من ماندم و منبینِ این قافیه ها گم شدم و در به درم ، در به درمبسته بسته کدئین خوردم و خوابم نگرفتبسته بسته کدئین خوردم و خوابم نگرفتپدرِ عشق بسوزد که در آمد پدرمبی تو دنیا به درک ، بی تو جهنم به درککفرِ مطلق شده ام ، دایره ای بی وترماینهمه فاصله در جاده صد ریلِ قطاربالِ پروازِ دلم کو که به سویت بپرممن خدای غزلِ نابِ نگاهت شده ام
از رگِ گردنِ تو من به تو نزدیک ترمبسته بسته کدئین خوردم و خوابم نگرفتبسته بسته کدئین خوردم و خوابم نگرفتپدرِ عشق بسوزد که در آمد پدرمبی تو دنیا به درک ، بی تو جهنم به درککفرِ مطلق شده ام ، دایره ای بی وترم