امشب از دیدنِ من …امشب از دیدن منهمه انگشت به دهان میمانندهمه خوب حالِ مراحال و احوالِ مرا میدانندگلِ نیلوفرِ من آتش تازه بیا برپا کنمن که در تاب و تبمتو بتابان و شبم زیبا کنبیا در شهرِ دل من پادشاهی کناین تو و این دلِ من هر چه تو خواهی کنای امان ای امان ای امان از من و حالموای عجب ماهی ، تو چه دلخواهیتا ابد با من بگو همراهیعاشقی با تو دردسر دارددل تو را امشب زیرِ سر داردبه چه شبیبگو
امشب ما را میطلبیبگو همچون من در تاب و تبیدر تاب و تبیتاجِ سرم مگر از تو راحت میگذرمتو را میخواهم با خود ببرمبا خود ببرمبیا در شهرِ دل من پادشاهی کناین تو و این دلِ من هر چه تو خواهی کنای امان ای امان ای امان از من و حالموای عجب ماهی ، تو چه دلخواهیتا ابد با من بگو همراهیعاشقی با تو دردسر دارددل تو را امشب زیرِ سر داردوای عجب ماهی ، تو چه دلخواهیتا ابد با من بگو همراهیعاشقی با تو دردسر دارددل تو را امشب زیرِ سر داردوای عجب ماهی ، تو چه دلخواهیتا ابد با من بگو همراهیعاشقی با تو دردسر دارددل تو را امشب زیرِ سر دارد