شالببین تنهاییامو سکوت تو صدامو
چشایی بعد رفتنت هنوزم خیسهیه شال یادگاری ازت مونده تو خونه
ببین پر کرده جای خالیتو عطرت تو خونهچشام خیره به ایستگاهی
که فرض دارم تو اونجایی
نمیدونم توهم دارمو شاید تو یه خوابیقطار و سوت دلگیرش
پاییز و برگای خیسش
نمیتونم فراموش کنم این خاطره هاتواشکامو به روی عکست دیدم
با همون شال اشکت و پاکیدم
از همون پنجره ی بارون زده
تورو با همون غریبه دیدمچشام خیره به ایستگاهی.